مبانی نظری هوش هیجانی و شادکامی

مطالب دیگر:
📂بنر لایه باز طرح در مورد امام جواد (ع) - psd امام جواد (ع)📂بنر لایه باز طرح در مورد امام جواد (ع) - psd امام جواد (ع)📂بنر لایه باز طرح در مورد امام علی (ع) - psd امام علی (ع)📂جزوه آموزشی هیدرات گازی📂جزوه آموزشی انواع پمپ ها📂پاورپوینت مدیریت محصول📂پاورپوینت مطالعه سم📂پاورپوینت حقوق و تکالیف مصرف کننده در تجارت الکترونیک📂پاورپوینت سیر تکامل برنامه ریزی📂پاورپوینت معرفی اثر موزبائر📂پاورپوینت کارگاه صفر تا صد بازاریابی📂دانلود تحقیق درباره اصول کلی چیدن وسایل در خانه های امروزی📂دانلود تحقیق درباره PCI📂پاورپوینت مطالعه جوشکاری📂دانلود تحقیق درباره بررسی خودرو پژو سیتروئن📂پاورپوینت خلاقیت و نوآوری در زندگی کاری📂خلاصه حقوق مدنی 4 (الزامات خارج از قرارداد)📂بنر لایه باز طرح در مورد حضرت زینب (س) - psd حضرت زینب (س)📂بنر لایه باز طرح در مورد حضرت زینب (س) - psd حضرت زینب (س) 📂بنر خرم شهر - psd لایه باز خرم شهر📂بنر خرم شهر - psd لایه باز خرم شهر 📂بنر لایه باز طرح در مورد امام موسی کاظم (ع) - psd امام موسی کاظم (ع)📂بنر لایه باز طرح در مورد امام موسی کاظم (ع) - psd امام موسی کاظم (ع) 📂بنر لایه باز طرح در مورد امام جواد (ع) - psd امام جواد (ع) 📂بنر لایه باز طرح در مورد حضرت محمد (ص) - psd لایه باز حضرت محمد (ص)
مبانی نظری هوش هیجانی و شادکامی,مبانی نظری شادکامی,مبانی نظری,هوش هیجانی,شادکامی|31018584|lrf
جوینده گرامی در این پست شما فایل با عنوان مبانی نظری هوش هیجانی و شادکامی را مشاهده می نمایید.

مبانی نظری هوش هیجانی و شادکامی
دارای 40 صفحه وبا فرمت ورد وقابل ویرایش می باشد.

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)
همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه
توضیحات نظری کامل در مورد متغیر
پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه
رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب
منبع :انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)
نوع فایل:WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

بخش هایی از محتوای فایل پیشینه ومبانی نظری::


هوش هیجانی و شادکامی



ادبیات تحقیق

1-2هوش هیجانی وشادکامی
تا نزدیک به صد سال پس از ظهور علم روان‌شناسی، روان‌شناس‌ها وقتی که از هوش» حرف می‌زدند، منظورشان هوش منطقی بود. آنها روز به روز، تست‌های هوششان را پیشرفته‌تر می‌کردند تا چیزی که به عنوان IQ (بهره هوشی) از آن در می‌آوردند، دقیق‌تر و دقیق‌تر باشد. آنها می‌گفتند که هر چه بهره هوشی بالاتری داشته باشید، موفّقیت بالاتری کسب می‌کنید؛ امّا تجربه عموم مردم، چیزهای دیگری می‌گفت. IQ در بهترین حالت، می‌توانست موفّقیت تحصیلی یک نفر را تضمین کند. چه قدر آدم، دور و بر ما هستند که بهره هوشی چندان بالایی ندارند، امّا بسیار آدم‌های موفّقی هستند! آنها از چه هوشی برای پیش بردن کارهایشان استفاده می‌کنند؟ این سؤالی بود که در نهایت، در دهه 1990 میلادی، ذهن روان‌شناسان آن طرف آبی را هم مشغول خودش کرد. پیتر سالووی،1 اوّلین نفری بود که اصطلاح هوش هیجانی» (EQ)2 را برای ویژگی این آدم‌ها به کار برد؛ اصطلاحی که رابطه تنگاتنگی با شادکامی» ‌و خوشبینی» داشت.
1-1-2هوش هیجانی
"نمی‌توانم بگویم نه… دیگه خسته شدم … هیچ چیز آن‌گونه که من می‌خواهم پیش نمی‌ رود… دیگر نمی‌توانم به هیچ چیز خوش‌بین باشم… نمی‌فهمم چه احساسی دارم… اصلا از خودم و زندگی‌ام راضی نیستم…".
شاید در مکالمات روزمره از دوستان، همکاران و حتی اعضای خانواده خود عباراتی نظیر آن‌چه در بالا ذکر شد، زیاد شنیده باشید. احتمالا با افراد زیادی روبرو شده‌اید که خیلی زود از مسایل زندگی آزرده و یا سرخورده می‌شوند و کاملا مایوسانه دست از تلاش می‌کشند و سعی در کناره‌گیری می‌کنند و یا کنج انزوا می‌گزینند؛ و نقطه مقابل آن، کسانی را دیده‌اید که علی‌رغم مشکلات زیادی که پیش‌ رو دارند، با انرژی و خوش‌بینی همچنان امیدوار حرکت می‌کنند و از زندگی خود نهایت رضایت را دارند.
آیا تاکنون به این فکر کرده‌اید که علت این همه تفاوت چیست؟ چرا برخی از افراد، این چنین شکننده و آسیب‌پذیرند و عده‌ای دیگر تا این حد مقاوم؟ چرا گروهی به راحتی در اجتماع حضور می‌یابند و از شرکت در جمع لذت می‌برند و گروهی دیگر به خاطر تجربه‌های بد خود از برخوردها یا صحبت‌های آزارنده دیگران، از جمع کناره می‌گیرند و برای کسب آرامش بیشتر به خلوت پناه می‌برند. چرا برخی افراد با مسائل، راحت و خوش‌بینانه برخورد می‌کنند و برخی دیگر با تجربه کوچکترین مشکل یا مساله، خود را بدبخت‌ترین و کم‌شانس‌ترین موجود روی زمین قلمداد می‌کنند که همیشه محکوم به رنج کشیدن هستند؟
از مباحثی که در روانشناسی مورد توجه قرار گرفت، بررسی علت این تفاوت‌ها بود. روانشناسان در پی‌گیری این تفاوت‌ها به دنبال یک ظرفیت و قابلیت روانی قابل قبول و قابل اندازه گیری، اصطلاح هوش هیجانی (EQ) را مطرح کردند.